هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

عکسهای شش ماهگی شیرین عسل

آآآآآآآآآآآآآآآآ زندگیم اون خندتـــــــــــــــــــــــــــــ   فدای ژست گرفتنت هلــــــــــــــــووووووووووو   یلدا در حال وب گردی و دیدن صفحه وبلاگ محمد طاها جونی   رو دستات وامیستی میخوای بلند بشی گل مامان   صاف کردن پاهات و بلند کردن بقول ثنا طلا "قُنبُل" برای سینه خیز رفتن   حمله ی ناگهانی شما برای گرفتن دوربین البته اینم بگم که موفق شدی و اونو گرفتی و یه گازم ازش زدی     عکسهای شیطونیهای یلدا بلا اندر ادامه>>>>>>>>     یلدا و سرکشی به ماهیها     یلدا و عــــــــــشق هلــــوو...
16 خرداد 1392

آخرین روزهای شش ماهگی

گل مامااااااااااااااااااااااااان سلااااااااااااااااااام گوگولی مگولیه من قربونت برم الهــــــــــــــــی فدات بشم که هر روز داری شیطون تر و بلا تر میشی شیریــــــــــــــن من این روزها بیشتر از همیشه احساس استقلال داری همه چیز رو میخوای خودت بگیری  از قاشق گرفته تا میوه و لباس و پوشک و پووووووووووووول آخری رو دستت نمیدم چون خیلی خیلی کثیفه برای خرید لباس یا اسباب بازی رنگش رو خودت انتخاب میکنی و وقتی لباسه رو تنتمیکنم کلی ذوق میکنی عزیزم شیرین مامان هر مغازه که میریم مغازه دار و مشتریاش محو تماشای بازی کردنت میشن و کلی برات شکلک درمیارن تا بهشون نیگا کنی امروز برات سوپ گوشت درست کردم اینو بهتر از سوپ مرغ دوست داشتی و ا...
16 خرداد 1392

این روزهای یلدا خانوم

دخترم ماشالا هر روزت با روز قبل فرق داره و روز به روز داری بزرگتر میشی تا دیروز وقتی دمر میشدی روی آرنجت سر و سینه ات رو نگه میداشتی و با زحمت خودت رو جلو میکشوندی اما حالا گاهی ساعدت رو میکشی و روی کف دستت میمونی و گاهی زانوهات رو زیر شیکمت جمع میکنی و خودتو جلو میکشی اگه چیزی مد نظرت باشه هر طور شده خودت رو بهش میرسونی و اگه هم نباشه دور خودت میچرخی و کلی ذوق میکنی دردلثه هات خیلی اذیتت میکنه به هر چیزی چنگ میاری و تو دهنت میکنی تا گازش بگیری دندون گیرایی که برات گرفتم انگار برات کافی نیست برای همین ریشه ی شیرین بیان رو برات خیسوندم و دادم دستت شاید کمکت کنه و تا حدودی راضی بودی امروز برات یه سوپ ساده با برنج و مرغ درست ک...
12 خرداد 1392

یلدا و دومین غذای کمکی

ای جااااااان دلـــــــــمممممم دخترکــــــــممممممم شیرینکــــــــــــمممم خوشمزه ی مامـــــان سلاااااااااااااااااااامممم قربونت برم خوشگلمممم دیروز بعد از یک هفته خوردن فرنی نوبت رسید  بـــــــــــــــــــــه؟! حریره بــادوم از اونجایی که بنده تجربه ای در اینمورد نداشتم خیلی استرس داشتم بعد از کلی کنکاش و جستجو و پرس و جو بالاخره تونستم راه پخت حریره بادوم رو یاد بگیرم دردسرش زیاد بود اماااا خوووووووووب واسه دخترم که باشه آسون میشه جونم برات بگه بعد از پوست گرفتن بادومهای خام و آسیاب کردنشون با کمی آرد برنج و کمی شکر و آب اونها رو پختم... شما از شیر پاکتی خوشت نیومد و وقتی فرنی با اون درست میکردم بالا میاوردی برای هم...
6 خرداد 1392

همسرانه ...

اینجا باران میبارد ... امروز... و من به حرمت تمام روزهای " با تو بودنم" بدون چتر زیر باران میروم تا عاشقتر شوم و پاک، برای دستان مردانه ای که شیرین ترین " نون " دنیا را به سفره زندگیم بخشید ...   شادی بودنت ، بوی خاک باران خورده همراه با عطر اقاقیا، امروزم را بهاری تر میکند و مرا سرمست ...تا مشتاقتر نوازشهایت را سر بکشم ! اینجا باران میبارد ... امروز... و تو دوباره سوژه عاشقانه هایم میشوی! تقصیر من نیست، نگاه همیشه مهربانت چشمک میزند.. امروز خانه مشتاقانه تر در انتظار توست!  آغوشت را  باز کن تا بوسه هایم در بهار دستانت جوانه بزند... در یادبود مبارک روزت  ...
2 خرداد 1392

شب آرزوها...

خدا ، آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا زمانی که هراس مرگ می دزدد سکوتت را یکی همچون نسیم دشت می گوید : « کنارت هستم ای تنها!!!»           لیله الرغائب شب آرزوها شبی که آسمانش پر از برق ستارگان است. در آن شب هر دعایی ستاره ای خواهد شد و در پهنه ­ی آسمان خواهد نشست. بیا ستاره های هم را نظاره کنیم و بر هر کدام آمین بگوئیم. ...
2 خرداد 1392

روز پدر مبارک ...

  برای تو مینویسم پدرم...     ما هنوز چشم به راه دستان توییم که تمام پنجره های بسته دلمان را باز کند تا هوا را نفس بکشیم که پر از عطر حضور توست... چه خدایی میکنی در امروز و هر روزهای ما ... چه سخاوتمندانه بر ما میتابی ناجی لحظه های تکراری ....! و ما که اینروزها مدام زمزمه میکنیم واژه های سالهای نه چندان دور را، آنجا که میگفتیم: حضور سبز تو را عاجزانه میجوییم،به زیر چتر نگاهت چو سبزه میروییم... و امروز چه رنگ پاشیدی به لحظه های دلتنگیمان!!  . . . همیشه بمان در کنار تمامی آرزوهای کال و نارسمان خدای آبیها ! دوستت داریم پدر روزت مبارک ...
2 خرداد 1392
1